 |
تشنگي به بهاي آزادي
ذكر جانسوز وقايع كربلا از زبان علامه غروي
|
|
 |
|
|
علامه غروي از سر عشق عميق به ائمه اطهار سالها با جريان عظيم خرافات و موهومات پيرامون شخصيت ائمه به مقابله برخاست و به همين جهت همواره متهم به ضديت با ائمه بود... اما نزديكان او بارها از زبان او اين حديث امام صادق را شنيده بودند كه : كونوا لنا زينا و لا تكونوا لنا شينا. علامه غروي همواره مي گفت اين اعمال شيعيان، زينت ائمه نيست بلكه باعث سرزنش آنهاست. اما كساني كه نان و آبشان را مديون اين خرافات بودند طبيعتا چاره اي جز متهم ساختن وي نداشتند. متن زير بخشي كوتاهي از خطبه مرحوم غروي است در وصف وقايع كربلا...
|
 |
روشنفكران و حوزه، تعامل، تخالف، تنافر
مقاله اي از دكتر غروي در روزنامه كارگزاران 26 آذرماه 87
|
1387/10/7
|
 |
|
|
روشنفكری دینی، تحقیقا یك جریان متعلق به یك دوره تاریخی خاص نمیباشد و حتی یك پدیده سر برآورده در یك محدوده جغرافیایی ویژه نیست. بهطور كلی همه انبیا و رسولان الهی خود پدیدآورنده این نحله فكری و متعلق به آن هستند. هر پیامبری به هنگام ظهور و ابلاغ رسالت خود دو دسته از معارضان و مخالفان را در برابر خود مییافت. گروهی كه به مقابله علنی و رودررو اقدام میكردند و حتی مسئله را از محاجههای كلامی و ناسزاگویی و تهدید به میدان جنگ و قتل میكشاندند و دسته دیگر یا از ابتدا یا پس از شكست در میدان نبرد خود را وارد جرگه دینداران میكردند و به تخریب بلاغ رسولان الهی میپرداختند.
قرآن در بیان حالات انبیا پیوسته هر دو جریان مخالف را برای هر پیامبری متذكر میشود. برای رسول اسلام هم این رویداد رخ نمود و جریان روشنفكری دینی در متن كتاب و عترت راه خود را در پیش گرفت كه این نیز از آن دو آفت مصون نماند. آنچه را عترت از دین الهی میفهمید و با چنگ و دندان در پی تحقق آن بود نه ظاهر دین و احكام بود و نه باطن آن، نه صرفا احكام بود و نه تماما معنا، بلكه هر دو با هم. اما اساس در تربیت دینی آن چیزی بود كه پیامبر خود فرموده بود «من برای به كمال رساندن مكرمتهای اخلاق مبعوث گشتهام».
|
 |
خطبه ای از آیت الله غروی در وصف امیرمومنان
به مناسبت عید غدیر
|
پاییز 1387
|
 |
|
|
این مطلب، متن خطبه مرحوم آیت الله غروی است در هجدهم آبان ماه 1358 شمسی. آیت الله غروی در این خطبه امیر المومنین را «جزء اخیر علت تامه» می نامد. وی شرح می دهد که مرادش از این عنوان چیست و اهمیت ماجرای غدیر در چیست. البته بسیاری ظرافتهای کلامی آیت الله غروی در شیوه بیان اوست که بالطبع هنگام پیاده شدن رنگ می بازد... اما حکمت نهفته در اندیشه او را از لابلای همین جملات هم می توان دریافت... این عید سعید بر همه شما مبارک باد.
|
 |
داستان این اندیشه
|
آذرماه 87
|
 |
|
|
ارباب حکمت، حکایت اندیشه حکیمانی را باز میگوید که به دینداری دعوت مینمایند در جامعهیی که عمل دینداران سرچشمه بسیاری تباهیها و نابسامانیهاست؛
و قصه آموزگارانی که به اخلاق و بزرگواری تعلیم دهند در روزگاری که از ارزش های والای انسانی جز نقشی رنگباخته بر لوح سینه مردمان چیزی بر جای نمانده؛
و داستان پرهیزگارانی که به احسان و دهش فراخوانند در زمانهیی که تاجرصفتانهزیستن و برهم انباشتن و دل خوشْداشتن، مرامِ رایجِ آدمیان گردیده؛
و روایت تلاش احیاءگرانی که به زدودن پیرایهها و آلایشها از دین خداوندی کمر همت بستند و حکمتی را بنیان نهادند که نه مردهوار از مردگان، بلکه خردمندانه از کلام زندهیی جان مییافت که او را موتی نیست؛
و بالاخره نمایش استواری رادمردانی است که چون علم و دین و شرف و انسانیت را اسیر سود و سودای هیچ کس ننمودند، پاداششان تهدید و تکفیر و تبعید گشت تا بازار فریب دلسپردگان به عزت و شوکت این جهان همچنان پررونق بماند...
داستان این اندیشه شاید بسان بسیاری نغمه ها در همهمه زندگی روزمره ما رنگ بازد و شاید اندکی درنگ کند، پیام خداوند را دیگربار در گوشمان زمزمه کند و غفلتمان را لحظهیی بزداید...
|
 |
نامهای رفتنی و شیوه های ماندی
سومین سالگرد درگذشت علامه غروی در سکوت
|
مهرماه 1387
|
 |
|
|
سه سال گذشت و سی سال و سیصد سال دیگر هم از رفتن حکیم غروی می گذرد... آن وقت دیگر از همین خاطرات رنگ باخته کنج ذهنمان هم خبری نیست... انسان چه آسان فراموش می کند و جالب آنکه خیرخواهی ها، هوشمندی ها، پایداری ها و صبوری ها بسیار سریعتر از خاطر او می رود. امروز از علامه غروی و آن همه استواری و تلاش و مبارزه اش برای بهتر شدن ما چه چیزی در خاطرمان مانده؟ این هم برایمان عادتی شده که در سالگرد وفاتش، یادی از او بکنیم و مطلبی بنویسیم و از کنج ذهن خسته مان، تصاویری گنگ و رنگ باخته از آن انسان بزرگ را به خاطر بیاوریم و وجدانمان را آسوده سازیم که پیرمرد بیهوده تلاش نکرد...
|