|
موضوع هلال و آغاز
و پایان ماههای قمری را با سه رویکرد متمایز می توان مورد تحلیل قرار داد: اول
رویکرد براهین و ادله نجومی، دوم رویکرد وحدت امت های مسلمان و سوم رویکرد بررسی
متون و سنن دینی و روایات نبی اکرم و امامان (ع).
از منظر نخست یعنی
ادله نجومی، باید توجه نمود که ماه به دور كره زمين يك گردشي دارد و ساعات و دقايق
و ثانيههاي اين گردش در حركت وضعي و انتقالي مشخص و معادل 27 روز و 3/1 روز است و
حركت آن به دور زمين در مداري بيضي شكل 29 شبانهروز و 12 ساعت و 44 دقيقه است كه
اين مدت را يك ماه قمري گويند و مرتب هم اين گردش تكرار ميشود. به دليل اينكه مدت
اين گردش كسري از 29 روز است، به ازاء هر دو ماه، يك ماه كبيسه داريم كه 30 روز
است، يعني دو بار اين 12 ساعتها جمع ميگردد و ميشود يك روز. بناءبراين به ازاء هر
دو ماه 29 روزي، ماه سوم 30 روز ميشود و از اين جهت بعضي از ماههاي رمضان 30 روز
ميگردند. وقتي گردش ماه تمام ميشود، ماه بر كره زمين طلوع ميكند و افرادي اين
طلوع را بر روي كره زمين رويت ميكنند. توجه داریم وقتی پيامبر اسلام ميفرمايد:
«صُومُوا لِلرُّؤيَة و اَفطِرُوا لِلرُّويَة/ يعني با رويت روزه بگيريد و با رويت
هم افطار نماييد»، كليت مسأله را بيان ميكند و رؤيت را به افق و منطقهء
خاصي اختصاص نميدهد، بلكه خطابش همهء مسلمانان روي كره زمين هستند، پس
اين رويت ممكن است در آفريقا يا در آسيا و يا هر جاي ديگر كره زمين رخ دهد. اما
آنچه كه از نظر علم نجوم ثابت شده اين است كه رويت هلال ماه در كمربند خط استوا
بهتر صورت ميگيرد. همچنين رويت در قسمتهاي غربي كره زمين بهتر است تا قسمتهاي
شرقي. يعني رويت در الجزاير، ليبي، مراكش، تونس، مصر، تا عربستان كه روي خط استوا
است، بهتر از رويت در ايران يا ساير كشورهاي نيمكرهء شمالي است. اما چرا
مثلاً در كشور الجزيره ماه را راحتتر ميبينند؟ براي اينكه آن كشور نسبت به ما
غربيتر است و بناءبراين خورشيد در آنجا زودتر و ماه شب اول ديرتر غروب ميكند. اما
در كشورهاي شرقيتر، خورشيد و ماه تحت الشعاع يكديگر هستند، يعني هر دو هستند اما
دارند با هم غروب ميكنند و اين مسأله قابل انكار نيست. شايد ما ماه را در شب اول
نبينيم، ولي در هر صورت ماه طلوع كرده است، و براي همين است كه در شب دوم،
ميبينيم كه ماه هم بالاتر و هم پهنتر از هلال شب اول است!
در شبِ اولِ ماه
در مناطق مركزي ايران، 6 تا 12 دقيقه بعد از غروب خورشيد، هلال ماه غروب ميكند،
البته اگر ماه 29 روز باشد، و در اين 6 تا 12 دقيقه آنقدر آسمان روشن است، كه ماه
ديده نميشود. در شب دوم بين 42 تا 48 دقيقه غروب ماه از خورشيد عقب ميافتد، و اگر
شما رصد نماييد و هنگام غروب خورشيد (نه در موقع اذان) زمان را يادداشت كنيد، بعد
هم زمان غروب ماه را يادداشت نماييد، ميتوانيد مشخص نماييد كه مثلاً امشب، شب دوم
است يا سوم، زيرا كه غير از شب اول، به ازاء هر روز، شبهاي بعد بين 42 تا 48 دقيقه،
طلوع ماه از خورشيد عقب ميافتد و به همين خاطر است كه شب چهاردهم، همين كه خورشيد
از طرف مغرب رفت پايين، سَرِ ماه از طرف مشرق پيدا ميشود. يعني در طي چهارده روز،
ماه از خورشيد يك مسير نيم كرهء بيضي عقب افتاده است.
بناءبراين ما بايد
ماه را رصد نماييم، اما متأسفانه نشستهايم پاي تلويزيون! ما بايد حداقل چند روز
اول و آخر ماه رمضان، بعد از سحر برويم در بيابان يا جايي كه مانعي براي رؤيت
نباشد، و ماه را رصد نماييم، يعني يادداشت كنيم كه چه ساعتي از شب، بعد از غروب
آفتاب، ماه طلوع ميكند. چرا كه پيامبر دارد دستور ميدهد: «صُومُوا لِلرُّؤيَة و
اَفطِرُوا لِلرُّويَة»، پس حالا كه ساختمانهاي بلند موجود در شهرها اجازه رصد ماه
را نميدهد، بايد همه برويم در بيابان و ماه را رصد نماييم كه چه ساعتي طلوع
ميكند، بعد هم منتظر بمانيم تا خورشيد هم طلوع نمايد و فاصله زماني ميان دو طلوع
را اندازه بگيريم. تعيين اين فاصله به ما نشان ميدهد كه موقعي كه خورشيد غروب
ميكند، ماه كجاست؟ حتي اگر ديده نشود! چون در اكثر فصول سال، در نيمكرهء
شمالي، نور خورشيد اجازه نميدهد كه در اول ماه، هلال باريك آن ديده شود. اما در هر
صورت، ماه در آسمان هست، ولي تحت الشعاع نور خورشيد است. پس از منظر علم نجوم، اين
مسأله روشن است. در عین حال مقارنه نجومی را نمی توان معیار آغاز ماه قمری دانست
(مقارنه یعنی تقارن محور ماه، زمین و خورشید) زیرا مسلمانان آمادگی پذیرش آنرا
ندارند و خود محل اختلاف تازه ای خواهد شد و در ضمن با حدیث پیامبر نیز ناسازگاری
نشان می دهد. پس تا اینجای بحث به این نتیجه می رسیم که ماه به محض حلول بر کره
زمین در هر کشوری که رویت شود، برای تمام ساکنان کره زمین حجت است. اما این پایان
ماجرا نیست؛ چراکه در سالهای اخیر دیده شده است که کشورهایی برای دامن زدن به
اختلاف، زودتر از غالب کشورها اعلام می کنند که ماه را دیده اند و آغاز ماه قمری را
اعلام می دارند که این خود عامل جدیدی در ایجاد تفرقه گشته است؛ به همین جهت لازم
است که از رویکرد وحدت میان امت های مسلمان، این مساله را مورد بررسی مجدد قرار
دهیم.
در رویکرد دوم، از
منظر وحدت اسلامی مساله آغاز و پایان ماههای قمری را مورد کاوش قرار می دهیم. همه
ما مسلمانان در قنوت نماز عيد فطر ميگوييم: «بِحَقِ هذَا اليَوم، اَلذّي جَعَلتَهُ
لِلمُسلمين عِيدا»، يعني براي همهء مسلمانها اين روز را عيد قرار
دادهاي! پس مسلمانهايي كه روز قبل يا روز بعد را عيد ميگيرند كه شامل اين دعاء
نميشوند! دين اسلام، دين وحدت است نه دين تفرقه، و هيچ مسلماني، در هيچ عهدي و با
هر مذهبي، منكر اين حقيقت نبوده است. پس ما نميتوانيم بناء به دلخواهمان، يا به
جهت اينكه تلويزيون ما ميگويد، يا اينكه علماء فتوي ميدهند، آيات قرآن، كه
مسلمين را دعوت به وحدت كلمه و توحيد عملي ميكند، زمين بگذاريم. قرآن ميگويد: «إِنَّ
هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً»(انبياء92)،
اين امت شما، يك امت است. يا ميگويد: «إِنَّ
الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعاً»(انعام159)،
يا «وَلاَ
تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ»(آلعمران105)،
آري! قرآن ميگويد: مثل آنهايي نباشيد كه دينشان را تكه تكه كردند و گروه گروه
شدند! اين فرمان الهي است! آيا ما ميخواهيم ضد قرآن عمل نماييم؟!
آيا ماه مرز
ميشناسد؟ يعني وقتي امشب كه شب اول است و همراه خورشيد طلوع كرده و تحت الشعاع هم
غروب كرده است، اعلام ميكند كه: اي شيعيان! من امشب در كشورهاي شما نميآيم! من
امشب مال سنيها هستم! شما خيالتان راحت باشد! فردا شب هم اگر وقت پيدا كردم
ميآيم، اگر نه دو شب بعد ميآيم!!! آيا اينطور است؟! اينها جواب ميخواهد! شما
فرض بگيريد: ما در جنگي كه با عراق داشتيم، تمام عراق را گرفته بوديم، و در جنگي هم
كه فتحعلي شاه با روسها داشت، به جاي اينكه نيمي از ايران را از دست بدهيم، تمام
شوروي را گرفته بوديم، و افغانستان هم كه تا زمان محمد شاه قاجار مال ما بود، خوب
آن وقت تكليف اين مسأله چه بود؟! ما چكار ميكرديم؟! يعني مثلاً اگر در نجف ماه را
ميديدند، تهران چه كار ميكرد؟! يا بحرين كه تا 50 سال پيش مال ايران بود، اگر
هنوز هم جزء خاك ما بود، چه كار ميكرد؟! ما ميگوييم: ماه مرز نميشناسد، يعني
نميآيد بگويد: امشب تا عراق آمديم، تا بصره آمديم، ميخوابيم اينجا و استراحت
ميكنيم! و انشاءالله فردا حركت ميكنيم و ميرويم در ايران!!! ماه اين را
نميگويد و كار خودش را ميكند.
پس ماه در هر جايي
كه رويت شود، اين رويت براي همهء مسلمانها حجت است، اما براي اينكه
اتحاد مسلمانان حفظ شود و اختلافي ايجاد نگردد، باید رویت در یک مکان خاص که اولا
ماه در آنجا به خوبی رویت می شود و ثانیا میان مسلمانان وجاهت و حیثیت و اعتبار
داشته باشد، معیار عمل قرار گیرد. به نظر ما عريستان دارای چنین ویژگیهایی است و
رویت در آنجا می تواند مبنی و ملاك برای آغاز و پایان ماه قمری قرار گيرد. زيرا
پيامبر اسلام در مكه مبعوث شد، قرآن هم در مكه نازل شد، بزرگترين عمل اجتماعي،
توحيدي، اتحادي مسلمانها هم به نام حج در مكه انجام ميشود، قبلهء همهء
مسلمانها هم مكه است. در ضمن در سالهای اخیر شوراهای گوناگونی با نمایندگانی از طرف
علماء تمام جهان اسلام در مکه تشکیل شده که رؤیت هلال را با دقت انجام می دهند و
نظر اعلام شده توسط آنان اکنون بین بسیاری از کشورهای مسلمان وجاهت دارد. بناءبراين
براي اتفاق و اتحاد مابين مسلمانان، حتي اگر به دروغ بگويند كه فردا اول ماه است،
بايد پذيرفت! اما روشن است که چنین اتفاقی نمی افتد. زیرا آخر ماه ثابت ميشود و
معلوم ميگردد كه دروغ نگفتهاند و اين امتحاني است كه سالها است دارد انجام
ميشود.
ممكن است گفته
شود: حكومت عربستان وهابي است و ما شیعیان، نميتوانيم از آنها در اين مسأله تبعيت
كنيم! به اين دسته از شيعيان بايد گفت: مگر ما بزرگترين عمل اجتماعي و عبادي اسلام
را كه يكي از اهدافش ايجاد وحدت بين همهء مسلمانان است در زير سايه پليس
وهابي عربستان در مكه انجام نميدهيم؟! مگر زير نظر پليس وهابي عربستان محرم
نميشويم؟! مگر كعبه آنجا نيست و به سمت اين وهابيها ما به نماز نميايستيم؟! پس
اگر منطق اين باشد، همهء اين اعمال باطل است! مگر ما در طول سال چه همه
پول به جيب اين وهابيها نميريزيم كه يك عمل مستحب به نام عمره انجام دهيم؟! در
حالي كه خدا انجام اين مستحب را از ما نخواسته و در كشور خودمان چه همه نيازمند و
فقير و درمانده وجود دارد!!!
اما درد كجاست؟!
ريشهء اين اختلافات كجاست؟! درد يك حديث مجعول است كه ميگويد: «خُذ بما
خالفَ العامه»، يعني آن چيزي را بگير كه مخالف سنيها است، يعني هر كاري ميكنند،
تو خلافش را انجام بده!!! من 5 سال لبنان بودم. در آنجا مفتي جعفري شيعه در لوگ
روزنامه آگهي ميداد: «ايها الشيعه لا تلتمسوا الهلال هذه الليله»، يعني اي شيعيان
امشب به آسمان نگاه نكنيد!!! امشب التماس هلال نكنيد! چون اگر نگاه ميكردند ماه را
ميديدند! چون ماه در روي مديترانه ديده ميشد! آري! ماه مثل ماه ديده ميشد! بعد
او آگهي ميداد و درخواست ميكرد كه امشب به آسمان نگاه نكنيد!!! من اين روزنامهها
را جمع كرده بودم، اما متاسفانه در سال 67 كه به منزل ما هجوم آوردند، همه را
بردند! آري! آنها آگهي ميدادند و حالا هم من نميدانم، شايد هنوز هم آگهي بدهند!
خوب با آگهيها به اختلافات ميان شيعه و سني دامن ميزدند. اين طرز رفتار، ناشي از
يك تفكر است! اين نيست كه ماه مشكل داشته باشد! عربستان مشكل داشته باشد! حركت ماه
دور زمين مشكل داشته باشد! نه! اينها نيست!
پس تا کنون از دو
رویکرد به مساله پرداختیم ؛ با تحلیل نجومی نشان دادیم که دیده شدن ماه در یک نقطه
از کره زمین، حجت و برهان آغاز ماه است برای تمامی ساکنان آن و از منظر وحدت
مسلمانان ثابت نمودیم بهترین روش برای اتفاق نظر مسلمانان در امر رویت هلال،
اعتماد به اعلام نظر شوراهای تخصصی تشکیل شده برای این امر است که در مکه مستقر
هستند و به دلائل فراوان این توانایی را دارند که مورد توافق مسلمانان واقع گردند.
اکنون باید از
طریق رویکرد سوم موضع روایات و سنن را پیرامون این امور بدانیم. من وارد این بحث
نمی شوم و همه شما را به کتاب «مغرب و هلال» تالیف مرحوم آیت الله غروی ارجاع می
دهم که به طور مبسوط به این روایات پرداخته اند و این نظریه را اثبات نموده اند.
تنها به ذکر این امر اکتفا می کنم که همان طور که گفتم، هرچند از طریق علم نجوم ،
حلول نجومی ماه بر کره زمین (مقارنه) را ميشود تا ميلياردها سال بعد محاسبه كرد
اما عده ای بر مبنای حدیث پیامبر معتقدند که این محاسبات نمی تواند مبنا قرار گیرد.
اما من می گویم شما مطمئن باشيد و ترديد نداشته باشيد كه در يك نقطهيي از كره
زمين، همانطور كه محاسبات علم نجوم زمان طلوع را مشخص كرده، ماه حتماً ديده
ميشود. يعني نتيجهء اين دو روش يكي است و حرف پيامبر هم خدشهدار
نميشود. و اتفاقاً پيامبر مبنا را علم يقيني قرار داده، يعني وصول به مرحله عين
اليقين. اما تا آن زمان که این معیار مورد توافق قرار گیرد، بهترین روش که هم وحدت
مسلمانان را تامین نماید و هم منطبق با صورت روایات باشد، اتکاء به شهود جمعی و
تخصصی شوراهای تشکیل شده در عربستان است که نمایندگانی را به تمامی نقاط کشورهای
اسلامی گسیل می دارند و رویت ماه را پی می گیرند.
إنشاءالله خداوند
توفيقي به همهء ما عنايت نمايد كه به آنچه كه ميفهميم و با عقل
ميپذيريم، عمل كنيم. و از جمله چيزهايي كه حتماً بايد مورد عمل قرار بگيرد، احكام
ديني است. و توجه داشته باشيم ديني كه آمده امت واحدي درست كند، نميتواند داراي
احكام متفاوت و متضادي باشد، يا داراي احكامي باشد كه به جاي ايجاد وحدت در جامعه،
ايجاد تفرقه نمايد!
|