بـا عـضـويت در خـبـرنامه ، اخبار و
مطالب گوناگوني را دريافت ميکنيد

ArbabeHekmat.com @ 2003
كاري از گروه نشر آثار و انديشه هاي
سيد محمد جواد موسوي غروي

 
  RSS Feed Contact Us About Us Home العربية English

زماني که با زمانه خويش نساختي و با مسند نشينان و امر بران ايشان کنار نيامدي و آنچه را جاهلان مي گويند ، جاهلانه باز نگفتي ، لاجرم به تبعيد ابدي گرفتار خواهي شد. حتي اگر جسمت در کنج منزلي در شهري ساکن باشد

 رِفعت انسان تا خدا
  بیانی پیرامون جزوه رفعت و ذلت در قرآن
 

زمانی که قلم را با اشتیاق برداشتم تا از کسی بنویسم که این ایام به او اختصاص دارد، همین که بر کاغذ نشست به یکباره ذهن را تهی یافتم از هر واژه و بیانی که بتوانم او را وصف کنم یا از او سخن بگویم. و هر چه کاویدم واژه ها را کمتر یافتم و بر حیرتم افزوده گشت. مگر مرز عظمت یک انسان تا کجاست و رفعت او در برابر پروردگارش تا چه حد است؟

 

انسان تا کجا می تواند خویشتن را به خدای نزدیک کند و عظمتی به عظمت او یابد و خداوند او را تا چنان مقامی نزد خود بالا برد آنگونه که در مورد مسیح می گوید «إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ» ای پیامبر بیاد آور آن زمان را که خدا به عیسی گفت: ای عیسی! من میرانندۀ تو و بالا برنده تو به سوی خود هستم.

 بیشتر که می اندیشم می یابم که پاسخ این تا کجا و تا چه حد بودن ها را تنها آن کس خواهد یافت که این راه را رفته، و در انتهاء جام شهادت را نوشیده، در مقام شهید مقیم گشته باشد.

اما آنچه اکنون چون منی را اندکی از این حیرت رهایی می بخشد، اندیشیدن برای چگونه رفتن است، تا از این طریق امید رسیدن را، که همچون آتشی فروزان، حرارت حرکت را در انسان می زاید، بدست آورم. کسب معرفتِ مسیری است که انسان را به چنان سربلندی و رفعتی خواهد رساند و او را از آنچه که ذلت و پستی و سرافکندگی است دور خواهد ساخت.

و آن کس که می خواهد پا در جا پای حسین علیه السلام گزارد، و این طریق را برگزیده است، ناگزیر باید که سراغ این معرفت را از قرآن گیرد. آری قرآن تا آن اندازه سراج های منیر را در این مسیر قرار داده، که راه را برای هر انسان بصیرِ طالبِ رسیدن، روشن کرده، آنگونه که از دور خود می نمایاند.

آیاتش رفعت و سربلندی را برای تو تبیین کرده اند و راه رسیدن به آن را برای تو تشریح. و چه زیبا و چه به کمال می توان این آیات را در میان کلام دکتر غروی مشاهده کرد. کلامی که رفعت و ذلت را در قرآن برای تو تفسیر می کند و در قیام عاشوراء به پرده ظهور می کشاند. او با بیان ِ این آیه «وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ» ، اولین اقدام یک انسان مؤمن به خدا و آخرت را وقتی که دربرابر دشمن قرار می گیرد،( از منظر قرآن) طلب صبر و شکیبایی و پایداری از خدا می داند ،به گونه یی که صبر مثل باران بر سرش فرو ریزد و گامهایش را در برابر جالوتهای تاریخ محکم و استوار سازد. و می گویدکه حسین (ع) نیز صبر را از خدا می گیرد و با قرآن حرکت می کند و دعاء او همین است که «خدایا ما را بر کافران نصرت ده».

در جایی از کلام، آیات 38 تا 40 سوره حج را مطرح می کند که : «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ، أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ، الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز. خداوند از کسانی که ایمان آورده اند دفاع می کند، خداوند هرگز بسیار خیانتکار و کافر ناسپاس را دوست ندارد. به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده است، رخصت قتال و نبرد داده شده است، زیرا مورد ظلم قرار گرفته اند. و هر آینه خداوند، قادر است به آنها نصرت برساند. همان کسانی که به ناحق از خانه هایشان بیرون رانده شدند (جرمی ندارند) جز آنکه می گویند: پروردگار ما خدای یکتا است. اگر در نظام عالم چنین نبود که گروهی از مردم موظف باشند که گروه دیگر را دفع کنند همه چیز ویران می شد، کنیسه ها و کلیساها و دعاءهایشان و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار برده می شد. و حتماً خدا کسی را نصرت خواهد داد که او را نصرت دهد. » و این آیات را منطبق با عمل ابی عبدالله الحسین می داند و بیان می کند که :  همین آیات در حافظۀ خاندان عصمت و طهارت در غلیان و جوشش بوده  است که دیگر کسی را جز خدا و آیات او نمی دیدند! انسان باید به این مقام برسد که غیر از خدا و غیر از عینیت کلام خدا بر عرصۀ گیتی چیزی را نبیند و این عین سربلندی است!

و در جایی دیگر با اشاره به آیه «فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي. وقتی که عیسی در میان قوم خود احساس کفر کرد، نداء در داد که : یاوران من برای دفاع از دین خدا چه کسانی هستند؟!» نکته یی ظریف و زیبا را آشکار می سازد: آری! سؤالی که عیسی می پرسد بسیار جالب است و عین این عبارت را حسین بن علی، هم در مکه و هم در کربلاء دارد « هل من ناصر ینصرنی؟ آیا یاوری هست که مرا نصرت دهد؟».

او در کلام خود آیات را یکی یکی به تفسیر می کشاند و دست تو را می گیرد و قدم به قدم با خود می برد تا جایی که تو را شیفتۀ چنین رفعتی سازد که قرآن برای تو مطرح می کند. نه تنها آیات رفعت را بلکه آیات ذلت را نیز در گوش تو زمزمه می کند تا بدانی آنچه تو را به سر افکندگی خواهد رسانید و بفهمی که بپرهیزی.

او مطلب خود را به سخنان امیر المؤمنین علی (ع) از نهج البلاغه نیز می آراید و رفعت و ذلت را از منظر آن حضرت نیز مطرح می کند. برای نمونه عبارات : «کجایند کسانی غیر از ما که گمان برده اند راسخ در علمند ( ادعاء آنها) دروغ بستن و تجاوز بر ما بوده است، همانا خدا ما را رفعت و سربلندی داده و آنها را خاری و سرافکندگی.(خطبۀ 144).»

«و کسی را که تقوی سربلندش ساخته، خار و خفیفش ندانید و کسی را که دنیا به او سربلندی داده، شما برایش رفعت و سربلندی قائل نباشید. (خطبۀ 191)»

« و در حقیقت سزاوار نیست کسی که عظمت خدا را شناخته است، بزرگی را به خود ببندد، پس سربلندی کسانی که می دانند بزرگی خدا چقدر است این است که در برابر او تواضع کنند.(خطبۀ 147)»

و بسیار است این آیات و این عبارات که تو انسان مشتاق را تا حدی سیراب کند هر چند که اگر در این وادی آمدی سیری نخواهی پزیرفت. و چه نیکوتر است آنکه من سخن را کوتاه و در حد اشاره یی رها کنم و تو خود جزوه رفعت و ذلت در قرآن او را بخوانی و بیشتر بیابی « روی عبارت رفعت و ذلت کلیک کن».

 
۞ ارسال نظرات درباره اين مطلب...